مدير

Archive for جولای 2007

 هيچ وقت …
هيچ وقت نقاش خوبي نخواهم شد . ديشب دلي كشيدم شبيه نيمه سيبي ، كه به خاطر لرزش دستانم در زير آواري از رنگ ها ناپديد ماند .
عطر گل خاطره عطر كسي است كه نمي دانيم كيست ، مي آيد يا كه رفته است .
به ياد حسين پناهي كه از همه ساده تر [...]

پارك زنجان

Posted by: modir on: جولای 27, 2007

اين بريده روزنامه رو بخونيد و بعدش به اين فكر كنيد كه الآن ديگه پارك زنجاني وجود نداره و بجاش يه اتوبان كشيدن به چه … . ديگه نه از پارك خبري هست و نه از اون درخت نخل كه يه زماني چقدر كيف كرديم كه نجات پيدا كرده بود و پاركي كه چقدر دوستش [...]

بخاطر تو

Posted by: modir on: جولای 24, 2007

اين پست به خاطر تو حذف شد . اميدوارم حداقل اينو بفهمي . مي فهمي ؟
نكته : انگار مسئله خيلي بيشتر از يه كم شخصي بود .

فقط نگاه مي كنم

Posted by: modir on: جولای 19, 2007

كمتر آلبوم هايي بوده كه از تمام آهنگ هاش خوشم بياد ، يادم مياد اولين آلبومي كه از همه آهنگ هاش خوشم اومد آلبوم عشق است مرحوم ناصر عبداللهي بود . فكر كنم شش يا هفت سال پيش بود . ديروز هم با آلبوم فقط نگاه مي كنم حميد حامي آشنا شدم . فكر مي [...]

بخدا اگر دروغ بگويم

Posted by: modir on: جولای 17, 2007

بخدا هميشه كسي منتظر است .
هميشه كسي دزدانه به تو نگاه مي كند .
و بخاطر تو چشمانش را بروي همه مي بندد .
بخدا اگر دروغ بگويم .
بقول مادر بزرگ ملتفتي چه مي گويم ؟
زبانم لال اگر دروغ بگويم .
كه همه اينها با تو قشنگ است .
چقدر زندگي را دوست دارم .
چقدر دلم مي خواهد با [...]

پارسه گيگ

Posted by: modir on: جولای 16, 2007

خب بعد از مدت ها داريم يه مطلب بدرد بخور مي نويسيم . اميدوارم مورد قبول واقع بشه . امروز مي خوام يه سايت خيلي بدرد بخور رو بهتون معرفي كنم . البته قبلش بايد بگم كه من از طريق وبلاگ آقا ميلاد با اين سايت آشنا شدم كه همين جا از ايشون تشكر مي [...]

وردپرس فارسي

Posted by: modir on: جولای 11, 2007

چيزي كه دو سه هفته پيش اتفاق افتاد فيل-تر شدن صفحه فارسي وردپرس بود كه خيلي جاها درباره اون مطلب نوشته بودن . خيلي به فيل ترينگ ايراد گرفته بودن و … ولي من فكر مي كنم كه تقصير خودمونه مي گيد چرا اگه يادتون باشه قبل از فيل ترينگ يه اتفاق بد توي وردپرس فارسي افتاد [...]

ميم مثل تو

Posted by: modir on: جولای 5, 2007

سر مي رسد روز تو و من در تدارك يك نوشته كوچك براي جشن . بالاي برگه نوشته ام ميم مثل تو و بقيه را سفيد گذاشتم . مثل قلب مهربانت . مثل سادگي دوست داشتني ات . مثل موهاي سپيدت  مادر .


مدير

داني از زندگي چه مي خواهم ؟ من تو باشم...تو...پاي تا سر تو . زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو ... بار ديگر تو

آبونه شوید

برگه‌ها

a

بينندگان

  • 14,945 نفر