مدير

Archive for فوریه 2008

سنتوری آنچنان که شایسته است .

Posted by: modir on: فوریه 28, 2008

بلاخره سنتوری هم روی گیشه ی دست فروشان انقلاب اکران شد تا به مرور نقد های مثبت و منفی را یکی یکی برای خود جمع کند و نقل محفل سینما دوستان شود . از حاشیه های پخش شدن غیر قانونی فیلم که بگذریم نوشتن درباره خود فیلم را پی می گیریم . البته تمام نوشته [...]

بگذار این سالهای حرام بگذرد

Posted by: modir on: فوریه 27, 2008

در قبایل عرب همواره جنگ بود.اما مکه زمین حرام بود و چهار ماه رجب و ذی القعده و ذی الحجه و محرم زمان حرام: یعنی که در آن جنگ حرام است. دو قبیله که با هم در جنگ بودند تا وارد ماه حرام می شدند جنگ را موقتا تعطیل میکردند اما برای آنکه اعلام کنند [...]

شراب تلخ می خواهم

Posted by: modir on: فوریه 25, 2008

اینروزها بعد از هر سلام حالم را می پرسی و هیچ فکر نمی کنی که شاید …
دروغ بگویم .

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش         که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش *
* حضرت حافظ

سنتوری می فروشیم

Posted by: modir on: فوریه 22, 2008

می فروشندت دسته دسته ، کیلویی و ما باید در سینما مادر زن سلام نگاه کنیم . فردا مجرم می شوم . فردا من هم چشمانم را می بندم . فردا سی دی فروشان انقلاب انتظارم را می کشند . ببخش سنتوری . ببخش آقای تهیه کننده ، ببخش استاد ، ببخش سینما ، ببخش [...]

ترانه

Posted by: modir on: فوریه 22, 2008

دلتنگت شده بودم ، قلم و كاغذي برداشتم ، كمي فكر كردم و ترانه اي متولد شد اما نگران نباش اين جا نمي نويسمش ، راستش را بخواهي حسابي اهلي شده ام .

آيت الله طباطبايي : عمري گذشت در غم هجران روي دوست .

هی مرد بیا تانگو برقصیم

Posted by: modir on: فوریه 16, 2008

باد سرد به صورتم می خورد ، تو همین طور که گاز بیشتری به موتورت می دهی جک تعریف می کنی ، خنده ام می گیرد . لب های خشک ام تحمل نمی کنند و خون فواره می زند . لنگ را پرت می کنی روی صورتم تا خون را پاک کنم . لنگ را [...]

فقر

Posted by: modir on: فوریه 10, 2008

به خاطر بیکاری از هم جدا شدن . تمام عکسای دو نفره ای که داشتن رو از کامپیوتر پاک کرد . حالا سال هاست که یه فوتوشاپ کار ماهره و درآمد خوبی داره .

عشق قورباغه ای

Posted by: modir on: فوریه 6, 2008

عشق قورباغه ای داستان پسرکی است که عاشق شده بود ، یه عشق قورباغه ای . نه بیشتر ، نه کمتر . فقط همین .
پسرک اسکل تر از این بود که متوجه این مسائل بشه . همین که فهمیده بود مسئله ای وجود داره خودش شاهکار بود . چند وقتی هم به این فکر کرد [...]

شاعر همیشه بارانی

Posted by: modir on: فوریه 2, 2008

دلم دوباره زمین گیر می شود بی تو
اسیر حلقه زنجیر می شود بی تو
هوای خانه ی من از هوای رویا بود
هوای خانه چه دلگیر می شود بی تو
در این سکوت های بی اشاره و مبهم
سرود من ترانه ی شبگیر می شود بی تو
کتاب شعر تو اینجاست ، اما دوست
کتاب شعر جهان پیر می شود بی [...]


مدير

داني از زندگي چه مي خواهم ؟ من تو باشم...تو...پاي تا سر تو . زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو ... بار ديگر تو

آبونه شوید

برگه‌ها

a

بينندگان

  • 14,945 نفر