مدير

سنتوری می فروشیم

Posted by: modir on: فوریه 22, 2008

می فروشندت دسته دسته ، کیلویی و ما باید در سینما مادر زن سلام نگاه کنیم . فردا مجرم می شوم . فردا من هم چشمانم را می بندم . فردا سی دی فروشان انقلاب انتظارم را می کشند . ببخش سنتوری . ببخش آقای تهیه کننده ، ببخش استاد ، ببخش سینما ، ببخش فرهنگ . من بجای همه می گویم ببخشید . اما چه کنیم ؟

3 نظر تا "سنتوری می فروشیم"

چه خوب، راستش چاره چیه.

مدیر : چیش خوبه ؟ چارش همینه دیگه یه سر بری انقلاب

من جای شما بودم جای این فیلم های تبرج آمیز می نشستم
فیلم های ساخت صدا و سیما می دیدم
تا هم آموزنده باشه و هم به درد آخرتتان بخورد!!

مدیر : خوب شد روشنم کردید هنوز نگاه نکرده ام . فکر کنم آزمونی الهی بود که با کمک شما از آن سر بلند بیرون آمدم

اين كار واقعا زشته تو بعنوان يك مدير و نويسنده يك بلاگ داري ترويج يك عمل غير انساني يعني پايمال كردن حق گروهي از هنرمندان كه چشم اميدها و نور چشم ها و اگر نه تنها ولي مهمترين عاملين پيشرفت را ميكني و به همين جهت من نه تنها تو را محكوم ميكنم بلكه ميگوييم (جون من اگه فيلمه رو گرفتي بيار ما هم ببينيم من كارم انقلاب نميفته

مدیر : اولا رفتم دیدمش دوما چون زشته به کسی نمی دمش ( عمل غیر انسانی ؟) سوما زیادم چیز مالی نیست ( خوبه ولی نه اونقدی که ازش تعریف کردن ) زیاد ناراحت نباش . شما برو پول و پله ی مسافرت رو از بچه ها جمع کن دیگه داره دیر می شه ها

يك پاسخ برايش بگذاريد

مدير

داني از زندگي چه مي خواهم ؟ من تو باشم...تو...پاي تا سر تو . زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو ... بار ديگر تو

آبونه شوید

برگه‌ها

a

بينندگان

  • 14,945 نفر