Posted by: modir on: مارس 29, 2008
برای بغض فرو خفته ی شهرم*
برای جوانان سوخته اش
برای خیابان های الکی شلوغش
برای پسران نا امیدش
برای دختران دلزده اش
برای تمام نداشته هایشان
برای تمام آرزوهایشان
برای تک تک قدم های عزیزشان در خیابان های تکرار
برای سردرگمی های مصیبت بار
گریه کردم .
* ملایر
پ.ن : از مسافرت برگشتم .
Posted by: modir on: مارس 18, 2008
فکر قاشق زدن دختر ناز چشم سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق گفش چفت شده تو گنجه ها
با اینا زمستون و سر می کنم
با اینا خستگی مو در می کنم
Posted by: modir on: مارس 16, 2008
ب ه بهار که نزدیک می شوی انگار ساعتی درون قلبت به ثانیه شماری می افتد . کارهای زیادی را باید به سرانجام برسانی . تقویم را بیشتر نگاه می کنی و همین هاست که لحظه به لحظه تو را با خود به سال نو می برد . نوشتن بهاریه به عنوان پست آخر سال [...]
Posted by: modir on: مارس 11, 2008
بيا كودك شويم …
مثل تمام آن روزهاي خواب و خرگوش .
مثل روزهايي كه واژه زيستن بي معني تر از آن بود كه فكر ما را مشغول خودش كند .
و ما بدون ترس همه ظهر هاي گرم تابستان را روي لبه پشت بام مي دويديم
و مرگ احمق تر از آن بود كه ما را دنبال [...]
Posted by: modir on: مارس 5, 2008
اين حساب مشترك به نام «داريوش مهرجويي و فرامرز فرازمند» و از اين قرار است: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032)
عواید حاصل به گفته تهیه کننده و کارگردان فیلم صرف امور خیریه می شود .
نظر لطف دوستان