مدير

Archive for ژوئن 2007

قضيه ساده تر از آن بود كه فكر مي كردم . من شاعر تر از آن بودم كه حرف هايم را بر زبان بياورم . اينجا برايت نوشتم هواي شرجي من كه چقدر دوستت دارم . بي اندازه بي اندازه بي اندازه . و بعد بك اسپيس .

Advertisements

انگار بهار هم دارد تمام مي شود . بهار خاطره انگيز من . بهار دوست داشتني . با شاعرانه هاي ارديبهشتش و غمنامه هاي خردادش . بهار 86 را هميشه در خاطره ذهنم نگه مي دارم . آنگونه كه بايد .

شكست عهد من و گفت هرچه بود گذشت

به گريه گفتمش آري ولي چه زود گذشت

بهار بود و تو بودي و عشق بود و اميد

بهار رفت و تو رفتي و هرچه بود گذشت

» ايرج دهقان ملايري «

قبل از شروع بحث در مورد نرم افزار پيكاسا و شرح چگونگي ساخت فوتوبلاگ با استفاده از اين نرم افزار نكته مهمي به نظرم رسيد كه بايد بگم . البته بنظرم اين نكته آنقدر مهم هست كه حتي يه پست رو به خودش اختصاص بده ولي خب الآن يادم افتاد بگمش . حالا نكته چيه : توي اين يك ماهه بحثي كه خيلي داخل وبلاگ ها باهاش برخورد كردم بحث مهاجرت به وردپرس بود ( جنبش مهاجرت به وردپرس ) كه خيلي ها در موردش مطلب نوشتن و مقايسه هاي زيادي رو بين سيستم هاي ديگه با وردپرس خوندم ( بخصوص سيستم بلاگر رو خيلي با وردپرس مقايسه كرده بودن ) اما چيزي كه بنظر مي رسيد نوعي تعصب به سيستمي بود كه مقايسه كننده با اون كار مي كرد . خب هركسي با يه سيستمي راحته ديگه . اينها رو نوشتم كه دست آخر نظر خودم رو درباره اين قضيه بنويسم . من فكر مي كنم كه بايد سعي كنيم ياد بگيريم بدون تعصب در مورد ابزارهايي كه از اونها استفاده مي كنيم نظر بديم . شايد بهتر بود عزيزان بجاي جنبش مهاجرت به وردپرس جنبش مهاجرت به بهترين ها رو راه مي انداختند . چه عيبي داره كه ما مثلا وبلاگمون توي يه سيستم باشه از فيدخوان يه سيستم ديگه استفاده كنيم ( مثل فيد برنر ) فوتوبلاگمون يه جاي ديگه باشه و همينطوري تا آخر . مهم اينه كه تو هر زمينه اي بهترين ها رو انتخاب كنيم . چرا ما بايد بي دليل به يه سيستم تعصب بورزيم . مثلا سيستم وبلاگ وردپرس خيلي خوبه و من خيلي با اون راحتم ولي براي ساخت فوتوبلاگ اصلا كارايي نداره و اگه بخواهيم يه فوتوبلاگ هم داشته باشيم بهتره ( خيلي بهتره ) كه از سيستم پيكاساي گوگل استفاده كنيم . براي همين امروز مي خوام در مورد پيكاسا و سيستم فوتوبلاگش مطلب بنويسم :

سعي مي كنم كوتاه و كامل باشه : اگه با برنامه پيكاسا آشنايد كه هيچي ولي اگه نمي دونيد بايد بگم يه برنامه است براي جمع آوري ومرتب كردن تمام عكس هاي روي كامپيوتر شما كه با نصب اون خودش اين كارو براتون انجام مي ده . شما تو اين برنامه مي تونيد عكساتونو اديت كنيد و خيلي كاراي ديگه و كلا برنامه خيلي خوب و كم حجمي كه براي هميشه عكس هاي شما رو مرتب مي كنه . اين برنامه همچنين مي تونه عكساتون رو بصورت صفحات وب در بياره و يا ازش براتون اسكرين سيور بسازه و يا اونا رو براتون بصورت فيلم دربياره . همه اين ها فكر كنم كافي باشه تا اونو روي كامپيوترتون نصب كنيد ولي مهمترين كارش براي كسايي كه مي خوان فوتوبلاگ داشته باشن : اگه شما يه اكانت توي گوگل داشته باشيد ( اگه نداريد بريد درست كنيد )با رفتن به اين آدرس كار تمومه و توسه سوت شما صاحب فوتوبلاگ مي شيد . بعد وقتي برنامه پيكاسا رو باز مي كنيد روي عكس دلخواهتون كليك كنيد اون وقت از پايين صفحه روي گذينه وب آلبوم كليك كنيد . اولين بار از شما يوزرنيم و پسورد مي خواد و اون وقت عكستون رو روي فوتوبلاگتون آپلود مي كنه . به همين راحتي . از خوبي هاي اين سيستم اولا اينه كه براي آپلود عكس لازم نيست حتما مورورگر وبتون رو باز كنيد و در ضمن يك گيگابايت به شما فضا مي ده . شما مي تونيد عكساتون رو پوشه بندي كنيد و خيلي امكانات ديگه . مهمترين خوبي اين سيستم  زيبايي طراحي و كاربري بسيار آسون اون هست .

دين مناره نيست كه با خمپاره فرو ريزد . دين وجود متعالي انسان هاست . دين تفكر سينه به سينه مردم است . از حرم امام عسگري ديگر چه مانده است ؟ جز تلي از خاك ؟ جز بوي خون ؟ جز برج ساعتي كه كاش آن هم فرو مي ريخت . خمپاره هايتان را به كجا نشانه گرفته ايد ؟ از چه مسروريد ؟ شايد از حرم امام چيزي نماند ولي از امام چه ؟ امامؘ?م امام عسگري بعد از انفجار ديروزصي كه در سينه هاي ما جا دارد  هرگز نمي ميرد .

يه اتفاقي افتاد كه بازم مجبورم يه جورايي به بحث دو پست قبل ( دوستان مجازي ما ) برگردم . فكر مي كنم بايد يه توضيحاتي در مورد گذاشتن كامنت بدم . من فكر مي كنم هميشه بايد وقتي از كسي درخواستي مي كنيم و يا سوالي ازش داريم و مي خواهيم تو وبلاگش نظري بنويسيم چند تا نكته را رعايت كنيم : 1 . اسممون رو بنويسيم . 2 . آدرس وبلاگ يا حداقل ايميلمون رو بنويسيم . 3 . فينگيليشي ننويسيم ( خواهش مي كنم ) . 4 . منظورمون رو واضح و كامل بيان كنيم . 5 . سعي كنيم حرفي كه مي زنيم مربوط به مطلب همون پست باشه . 6 . و اگه حرفي داريم كه به هيچ پستي مربوط نيست اونو تو آخرين پست بنويسيم .

حرف آخر: مريم خانوم و آقا امين گل خداييش اگه شما جاي من بوديد جواب يه اينجور كامنت هايي رو مي داديد ؟

يك شنبه هاي آبي

يكشنبه هاي آبي

پر از هواي احساس

براي ديدن تو

پر از گل التماس

يكشنبه هاي آبي

پر از سكوت رعنا

حرف هميشه از من

براي درك معنا

يكشنبه هاي آبي

هواي خوب خونه

براي از تو خوندن

بهونه بي بهونه

يكشنبه هاي آبي

روز قرار اول

چشم سياه كشدار

با ابروهاي مخمل

يكشنبه هاي آبي

طلوع بي اجازه

تو ساعت زندگي

گفتن حرف تازه

يكشنبه هاي آبي

كلاس رفع اشكال

ترانه گفتن از نو

براي لمس ديدار

ما چقدر همديگر رو مي شناسيم . از هم چه تصوري داريم . درباره هم چي فكر مي كنيم . اصلا ما چقدر سعي كرديم خودمونو به ديگران معرفي كنيم . منظورم كسايي هستن كه از طريق وب باشون آشنا مي شيم . فكر مي كنيد اصلا بايد نسب به هم شناخت داشته باشيم يا نه . خب از نوع نوشته ها مي شه به شخصيت طرف مقابل پي برد ولي اين به نظر شما كافيه . تا حالا نشده احساس كنيد كه علاقه داريد دوست مجازيتون رو واقعي تر بشناسيد مثلا دقيقا بدونيد اسم و فاميلش چيه ؟ چند سالشه ؟ تحصيلاتش چقدره ؟ كجا زندگي مي كنه ؟ تاريخ تولدش چه روزيه ؟ مجرد يا متاهل ؟ بنظر شما اگر كسي اين احساس بهش دست داد معنيش چيه ؟ معنيش فضوليه ؟ من اينطور فكر نمي كنم . من فكر مي كنم براي فضولي همون مطالب داخل وبلاگ طرف بيشتر بدرد مي خوره . بنظر من همه وبلاگ نويس ها بايد اين اطلاعات رو به خواننده هاشون بدن . اونها حق دارن بدونن از لحاظ ظاهري و شناسنامه اي هم با چه آدمي طرف هستن . البته انجام دادن اين كار بيشتر به نوع شخصيت نويسنده وبلاگ برمي گرده ( لطفا تعبيير به بي شخصيتي كسي نشه فقط مي گم نوع شخصيت ها با هم فرق مي كنه ) . بنظر من اگه همه اين كار رو انجام بدن از خيلي از سوء تعبيير ها جلوگيري ميشه . چندتا مثال كه براي خودم در فضاي مجازي پيش اومده ذكر مي كنم شايد بهتر منظورم رو بيان كرده باشم : مثلا يكي از اولين پست هاي من معرفي وبلاگ دكتر مزيدي بود با اين كه از وبلاگ ايشون خيلي خوشم مياد و هر روز مطالعه اش مي كنم ولي تو اون پست مونده بودم كه ايشون رو دكتر معرفي كنم يا مهندس . واقعا نمي دونستم داخل وبلاگ خودشون هم جايي نديدم كه ذكر كرده باشه ( اگه اششتباه مي كنم بهم بگيد ) يا بازم در مورد همين وبلاگ آقاي دكتر من قصد داشتم كه از ايشون تقاظاي تبادل لينك كنم ( البته هنوزم قصد انجام اين كارو دارم ) ولي نمي دونستم از چه ادبياتي براي اين كار استفاده كنم چون شناختي از ايشون نداشتم مثلا من تازه تو پستي كه درباره همسترهايي كه خريده بودن فهميدم كه سي ساله هستن و يه كم اخمو ( جدي‌ ) . خب من كه 22 سالمه تو دنياي واقعي با يه آدم همسن خودم يه جور حرف مي زنم و اگه كسي 8 سال از خودم بزرگتر باشه يه جور ديگه باش حرف مي زنم و فكر كنم دنياي مجازي هم از اين قاعده پيروي كنه خيلي بهتره . يا يه مثال ديگه من وبلاگي مي خوندم كه هميشه فكر مي كردم نويسندش بايد حدود20 سال سن داشته باشه ولي بعد از مدتها فهميدم كه ايشون 35 سالشه و تازه ازدواج هم كرده آقا بچه هم داره . خوب بنظر شما بهتر نيست هممون يه قسمت معرفي نويسنده تو وبلاگمون داشته باشيم . تا مثلا وقتي من يه مطلب به اين مذخرفي مي نويسم خواننده بگه خوب بابا اين تازه اول راهه هنوز يه دانشوي ساده اس كه بزور خودشو هل داده تو دانشگاه . اينطوري به نظر شما بهتر نيست ؟


مدير

داني از زندگي چه مي خواهم ؟ من تو باشم...تو...پاي تا سر تو . زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو ... بار ديگر تو

آبونه شوید

صفحه‌ها

برترين مطالب

بيشترين كليك شده ها

  • هیچکدام

بينندگان

  • 22,225 نفر