مدير

گروه ۹۹

Posted on: اوت 29, 2007

اين مطلب به صورت كامل دروبلاگ غريبه وجود دارد . ديدم بسيار آموزنده و زيباست تصميم گرفتم كمي آن را خلاصه كنم و اين جا بياورم . اميدوارم كه هيچكدامتان هيچ وقت عضو گروه 99 نشويد .

روزگاري پادشاهي بود كه بر كشور بزرگي حكومت مي كرد ولي از زندگي خود ناراضي بود و هيچ وقت هم علتش را نمي دانست . روزي پادشاه در حالي كه از در آشپزخانه كاخ مي گذشت آشپزي را ديد كه برق سعادت و خوشبختي در چشمانش موج مي زد . علت خوشبخي اش را از او پرسيد . آشپز در جواب گفت : قربان ، من فقط یک آشپز هستم . تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم . ما خانه حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم . بدین سبب من راضی و خوشحال هستم . پادشاه قضيه را با وزيرش مطرح كرد و نظرش را خواست . وزير گفت او هنوز عضو گروه 99 نشده است . پادشاه با تعجب پرسید : گروه 99 چیست ؟  وزیر جواب داد : اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست ، باید یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید . به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست . پادشاه بر اساس حرفهای نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند . آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید . با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد . با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت . آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد . 99 سکه ؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است . بارها طلاها را شمرد . ولی واقعا 99 سکه بود . او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست . فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست ؟ شروع به جستجوی سکه صدم کرد . اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد . اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد . آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند . تا دیروقت کار کرد . به همین دلیل صبح­ روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند . . آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود . او فقط تا حد توان کار می کرد . پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از وزیر پرسید .  وزیر جواب داد : قربان ، حالا این آشپز رسما به عضویت گروه 99 درامد . اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند : آنان زیاد دارند اما راضی نیستند . تا آخرین حد توان کار می کنند تا بیشتر بدست آورند . آنان می خواهند هر چه زودتر » یکصد » سکه را از آن خود کنند . این علت اصلی نگرانی ها و آلام آنان می باشد . آنها به همین دلیل شادی و رضایت را از دست می دهند و البته همین افراد اعضای گروه 99 نامیده می شوند.

Advertisements

8 پاسخ to "گروه ۹۹"

یا حق

سلام مدیر

هر کس توی این دنیا حرص یه چیزی رو میزنه ولی بهش چیزی نمی گم
اما اگه یه روز حرص عشق رو بزنی بهت می گن مجنون…

دم شما گرم

سلام به وبلاگ من هم سر بزنید

سلام

من اپم
با یک ترانه دیگر از البوم محسن چاوشی
منتظر نظرتون هستم

فعلا

1-از مطلب خيلي لذت بردم !
2- آرزويمان مشترك بوده چون من هم زماني مي خواستم با دوچرخه …
3- هنوز تو مود افسردگي نرفتم ،‌ هر وقت رفتم خبرتان مي كنم براي كمك
4- بگر د ، حتما پيداش مي كني ! بايد آرزويت بشود تا بيابي !
5- خيلي از توجهاتت ممنونم همسايه !!

اقا یاسر ممنون از اينكه سرزديد و نظرتونو گفتيد
امیدوار هستم در آینده بیشتر به نقد این ترانه ها هم بپردازم ولی به هر صورت
من فکر نمیکنم برای چنین ترانه هایی بی محتوایی که تاریخ فرهنگ و ادبیات کشور مارا زیر سوال میبرند جایی برای نقد باقی بماند. باگوش دادن به این ترانه ها بیشتر شخصیت خواننده زیر سوال می رود و نیاز به بحث و نقد در مورد شخصیت خواننده اثر بیشتر احساس می شود تا خود اثر…

سلام
با یک شعر با نام عشق به روزم …
حضور سبزتان مایه ی افتخار است…
یا علی .

اگر خواستي رشته مورد نظرت را بگو تا برايت راهكارهاي حرفه اي براي قبولي بدهم . براي تبريك هم خيلي خيلي خيلي ممنون!

سلام
به كوري چشم همه ي خداحافظي ها

خبري دارم، كه شايد مهمتر از طلوع خورشيد نباشد ولي ارزش به بام من پريدن تو را دارد، سار زيبا!
منتظرم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

مدير

داني از زندگي چه مي خواهم ؟ من تو باشم...تو...پاي تا سر تو . زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو ... بار ديگر تو

آبونه شوید

صفحه‌ها

بيشترين كليك شده ها

  • هیچکدام

بينندگان

  • 22,257 نفر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: