مدير

براي قيصر امين پور كه رفت

Posted on: اکتبر 30, 2007

امروز صبح از راديو فهميدم و ياد اين شعرش افتادم :

نه ، جز اينم آرزويي نيست …

هرچه هستي باش اما باش .

اما حيف كه نشد كه …

مي خواهمت چنان که شب خسته خواب را
مي جويمت چنان که لب تشنه آب را
محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
يا شبنم سپيده دمان آقتاب را
بي تابم آن چنان که درختان براي باد
يا کودکان خفته به گهواره تاب را
بايسته اي چنان که تپيدن براي دل
يا آن چنان که بال پريدن عقاب را
حتي اگر نباشي، مي آفرينمت
چونان که التهاب بيابان سراب را
اي خواهشي که خواستني تر زپاسخي
با چون تو پرسشي چه نيازي جواب را

خداحافظ شاعر سال هاي درس مدرسه ، خدا حافظ دكتر

من كه فكر مي كنم گل به راز زندگي اشاره كرد …

Advertisements

8 پاسخ to "براي قيصر امين پور كه رفت"

روحش شاد
شعرهاشو خیلی دوست دارم
فکر نمی کردم اینقدر ذهنم رو مشغول کنه

مدیر : همچنین

تا کی دوباره یک امین پور بدنیا بیاد.

مدیر : خب البته من در خدمتم

قشنگ نوشته بوديد!
راستي امروز چيزي به ذهنم نرسيد يكي از شعرهايم را گذاشتم !!اشكالي نداره ؟ ؟

مدیر : ممنون . نه چه اشکالی داره تازه اگه قشنگم باشه چند وقت دیگه چاپم می شه البته نه به اسم خودتون . من خودمم سخت دلم می خواد یکی از شعرامو بزارم اینجا . وسوسه ام کردید

هر گوشه ی ذهن رو که زیر و رو کنی یک تک مصرع از او هست….چه یاد بچگی و کتابهای مدرسه کنی…چه یاد زمزمه های تنهایی همین روزگار بی در و پیکرمان…حرفهای ما هنوز ناتمام…تا نگاه می کنی ، وقت رفتن است…

مدیر : چه زود رفت و حتی فرصت نگاه را هم از ما گرفت

بازم تو

مدیر : بازم من

یا حق

سلام یاسر ِ مدیر
هر کسی یک روزی باید برود این که مسلمه و به قولی چگونه رفتن و باقی قضایا مهمه البته به قول دیگران
گلایه ای نیست فقط یاد کاری از سیاووش کسرایی افتادم:

دلم از مرگ بیزار است
که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است
ولی آن دم کز اندوهان روان زندگی تار است
ولی آن دم که نیکی و بدی ر ا
گاه پیکار است
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایسته ی آزادگی این است…

به امید سلامتی همیشه و عمر مفید طولانی

مدیر : حق با شماست حمید جان

😦

مدیر : 😦 😦

😦

قیصر که خیلی وقته رفته- چرا آپ نمیکنین؟

مدیر : شکوفه خانم یعنی اینقدر زود شد خیلی وقت ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

مدير

داني از زندگي چه مي خواهم ؟ من تو باشم...تو...پاي تا سر تو . زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو ... بار ديگر تو

آبونه شوید

صفحه‌ها

بيشترين كليك شده ها

  • هیچکدام

بينندگان

  • 22,257 نفر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: