مدير

مدیر می رود تا …

Posted on: نوامبر 10, 2007

كفگير به ته ديگ خورده بود …

بايد مي رفتم .

كفگير به ته ديگ خورده بود و ديگر هيچ پرنده اي را سير نمي كردم .

كوله ي خالي ام را برداشتم و…

خدا حافظ رفيق .

<< یاسر حمزه لوی >>

پ . ن : مدیر می رود تا تکلیفش را با خودش مشخص کند . مدیر می رود تا ببیند با این چهل ، پنجاه نوشته ای که هنوز پست نکرده است باید چه کند . مدیر می رود تا شاید بازگشت بهتری داشته باشد . مدیر به مدت سه ماه چیزی نمی نویسد .

پ . ن : از همه دوستانی که در این جا نظر می گذاشتند کمال تشکر را دارم . فعلا به مدت سه ماه آسوده بخوابید که اینجا چیزی نوشته نمی شود . در این مدت حضورم در بخش نظرات دوستان است .

فقط همین .

Advertisements

1 Response to "مدیر می رود تا …"

شرمنده همه دوستان . کامنت های محبت آمیز شما به وسیله وردپرس دود شد رفت هوا . ببخشید . دیگه خود وردپرس هم عصبانی شده از دست من . شروع کردم وبلاگ نویسی رو . بسم الله .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

مدير

داني از زندگي چه مي خواهم ؟ من تو باشم...تو...پاي تا سر تو . زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو ... بار ديگر تو

آبونه شوید

صفحه‌ها

بيشترين كليك شده ها

  • هیچکدام

بينندگان

  • 22,257 نفر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: