مدير

سنتوری آنچنان که شایسته است .

Posted on: فوریه 28, 2008

بلاخره سنتوری هم روی گیشه ی دست فروشان انقلاب اکران شد تا به مرور نقد های مثبت و منفی را یکی یکی برای خود جمع کند و نقل محفل سینما دوستان شود . از حاشیه های پخش شدن غیر قانونی فیلم که بگذریم نوشتن درباره خود فیلم را پی می گیریم . البته تمام نوشته های زیر فقط استنباط های نگارنده درباره این فیلم است در حالی که هنوز نقد های دیگر را نخوانده ام .

اگر فقط از نگاه فنی به فیلم پرداخته شود باید آن را با توجه به پخش پی در پی موسیقی یک فیلم موزیکال نامید که دارای موضوعات اجتماعی است . هم در مورد فیلم نامه و هم کارگردانی داریوش مهرجویی به نقطه اوج فیلم رسیده است و تمام اعتقادات و باور هایی ( چه غلط و چه درست ) را که انتظار داشته به بیننده تزیق کرده است و بعید بنظر می رسد که بیننده نیز حداقل در نگاه اول همه ی آن را نپذیرد که البته از آقای مهرجویی جز این هم انتظار نمی رفت . بهرام رادان ( علی ) واقعا فراتر از حد انتظار خود بازی کرده بود و بار اصلی فیلم به دوش او بود . ولی خانم فراهانی ( هانیه ) به نظر می رسید کمی دچار تکرار شده بود که شاید هم دلیل اصلی آن قرار گرفتن بازی او در کنار بازی بسیار فراتر از انتظار رادان باشد . بازی خانم فراهانی بیشتر به دو بخش تقسیم می شد ، سکانس های نمایش علاقه و عشق او به علی بسیار خوب از آب درآمده ولی سکانسهایی که نمایش دهنده رفتار های مشکوک او در قبال علی است زیاد چنگی به دل نمی زند که شاید دلیل اصلی اش مینیک معصومانه ی چهره او باشد که با توجه به بازی های قبلی اش باور پذیری این نقش را برای بیننده سخت می کند . در مورد بقیه بازیگران هم با این که هر کدام نقش های کوتاهی را بر عهده دارند باید از وازه بسیار خوب استفاده کرد که این را هم باید به حساب تجربه و قدرت کارگردان گذاشت چرا که سال هاست که بازی آنها را در سینما و تلوزیون دیده ایم . صدای محس چاووشی بسیار دل نشین است و از آن دلنشین تر هماهنگی باور نکردنی رادان با این صداست . در کل همه چیز فیلم از نظر فیلم بودن خوب است و واقعا شایسته ی تحسین است .

 اما اگر بخواهیم نگاهی به حرف هایی که فیلم می خواهد با ما بزند بیندازیم باید ظرافت و دقت بیشتری به خرج دهیم چرا که بدون هیچ گونه بزرگ نمایی باید گفت تک تک صحنه ها ، دیالوگ ها و تصاویر فیلم دارای پیام هایی است که قابلیت بحث کردن به صورت جداگانه را دارد .

اگر حوصله دارید بخوانید باید بگویم بقیه نوشته درباره همین پیام هاست :

داستان به طور کلی درباره اعتیاد و مشکلات اجتماعی و باور های غلط جامعه است . آنجایی که جوان با استعدادی مثل علی یا مجبور است با با هنجار های جامعه ی اطرافش همراه شود و یا با هنجار شکنی به یک جنگ نابرابر برود . در این مسیر علی راه دوم را انتخاب می کند اما کاملا مشخص است که این انتخاب تاثیری در سیر اتفاقاتی که برای او می افتد ندارد . انتخاب راه اول حرکت در مسیری که علی نه تنها هیچ علاقه ای به آن ندارد بلکه استعدادی هم در او مشاهده نمی شود و احتملا اگر او مسیر اول را انتخاب کند باز هم در انتها با همان مشکلاتی که در صورت انتخاب راه دوم درگیر آن می شد مواجه می شود . چیزی شبیه افسوس استعداد از دست رفته ، زیبایی های دنیای رنگارنگ هنر و نوعی سر خوردگی ؛ که همه ی اینها باز هم مسیر حرکت او را به سوی اعتیاد هموار می کرد . پس فیلم در کل علی را ناگذیر به معتاد شدن ( نشان دادن اعتراض خود به هر صورتی که بتواند ) نشان می دهد و دلیل اعتیاد را به طور کلی سه مشکل بدبینی علی به هانیه ، اراده ی ضعیف علی و اجتماع بیماری که علی در آن زندگی می کند معرفی می کند که دو مشکل اول در واقع زیر مجموعه ی مشکل سوم هستند و و لایه های سطحی و بارز مشکلات علی را به بیننده معرفی می کنند . در انتهای فیلم علی با اینکه اسیب بسیاری دیده است و در راهی که اتنخاب کرده خیلی چیز ها را از دست داده است اما پیروز میدان می شود . علی سنتوری در این فیلم نماینده نسل سومی های امروز جامعه ماست . نسلی که در برزخ توهمات گیر کرده است . از حق خودش مطمئن است و خوب می داند که مثلا حق دارند نوازنده شود ولی در عین حال در جامعه ای زندگی می کند که همه افراد آن با او موافق نیستند و چه بسا آنقدر بر این مخالفت های خود پافشاری می کنند که افرادی مثل علی به خودشان و عزیزترین کسشان مشکوک می شوند . علی تنها با محیط اطرافش نمی جنگد بلکه شاید جنگ اصلی او با خودش باشد و می توان گفت اگر این دوگانگی های فکری ( که حاصل هم زمان شدن جوانی این نسل با دوران گذار است ) در او وجود نداشت هرگز به مواد رو نمی آورد و از راه های معقول تری مشکلاتش را حل می کرد . فیلم علی سنتوری نمایش گر همین مشکلات است . نشان دهنده تفاوت نگاه ها و بسته بودن راه بروی فکر نویی که زاییده نسل نو است و شاید به مذاق نسل گذشته که فقط در ظاهر نو شده خوش نیاید . تا این جا همه چیز خوب است و وقتی در انتهای فیلم می بینیم که پدری از همان نسل گذشته به کمک پسرش می شتابد بسیار زیباست ، حتی اگر او را درک نکرده باشد و هنوز هم با او موافق نباشد اما دارد تمرین می کند که به عقاید او احترام بگذارد . همانطور که در ابتدای مطلب گفتم لحظه لحظه ی فیلم به نوعی بیانگر همین مشکلات اجتماعی است و تا جایی پیش می رود که شناخت هنجار از ناهنجار مشکل می شود . البته بنظر می رسد در بعضی از صحنه ها زیاده روی شده و در بعضی جاها کم گذاشته اند . مثلا جایی که هانیه جامعه را جامعه ای خشن قلمداد می کند که اجازه رشد و نمو را از هر کسی می گیرد بنظر می رسد این حرف کمی غیر منصفانه باشد و نشود آنقدر راحت آن را به همه جامعه تعمیم داد . یا نگاه به نوع پوشش علی و هانیه که نشان دهنده دید سنتی و احترام آمیز آنها به هنر و موسیقی است هیچ هم خوانی ای با برگذاری کنسرت های شخصی و شبه لس آنجلسی آن ها ندارد . ( که البته شاید آن هم به دلیل همان دوگانگی فکری این نسل از جامعه باشد . ) . از دیگر موارد بزرگ نمایی شده در فیلم صحنه عقد علی و هانیه است روحانی عاقد وارد اتاق می شود علی و هانیه با همان لباس های سنتی درون یک چادر مسافرتی کنار سفره عقد نشسته اند و کنار چادر سنتور علی به چشم می خورد . عاقد چند ضربی به سنتور می زند و صدایش را در می آورد که این با تشویق علی و هانیه مواجه می شود و البته تا اینجا نه تنها چیز بدی نمی بینیم بلکه متوجه نزدیکی فکری آنها با هم می شویم . اما در زمان عقد علی و هانیه در حالی که برای پایان یافتن عقد کنان لحظه شماری می کنند عاقد را مجبور می کنند که سریع تر خطبه را بخواند و به طریقی خطبه نصفه نیمه خوانده می شود که با هر استدلالی که به این قضیه نگاه کنیم باز هم به این نتیجه می رسیم که این نشان دهنده اهمیت نداشتن این مسئله شرعی بین علی و هانیه و از همه بدتر عاقد است که به راحتی در مقابل آن ها کوتاه می آید . اما در بقیه صحنه ها نکات بهتری می بینیم . مثلا آنجا که علی برای درخواست پول وارد مراسم روضه ای که مادرش برپا کرده می شود با این که روحانی مراسم هم در آنجا حضور داشته ناگهان همه ی زن ها شروع می کنند به درست کردن حجابشان ، به طوری که انگار تا به حال این مسئله اهمیتی نداشته . یا جایی که علی (  که دیگر حسابی درگیر اعتیاد شده )  لیمویی را از سبد میوه فروشی بر می دارد و انگشت شست بی جانش در خرابی میوه فرو می رود این در حالی است که رقم های درشت قیمت میوه در تصویر خود نمایی می کند . این صحنه واقعا حرف های زیادی برای گفتن داشت . اما بهترین و تاثیر گذارترین سکانس فیلم جایی است که علی تازه کارتون خواب شده و دارد سوسیس هایی را که سرخ کرده بین بقیه ی بی خانمان ها تقسیم می کند و آن ها نیز لقمه ها را به هم دیگر تعارف می کنند . بسیار غم انگیز و تاثیر گذار . در هر حال علی برای رفتن راه مورد علاقه ی خودش هزینه های زیادی می پردازد اما در انتها برنده می شود . شاید همین برنده شدن علی بود که اجازه اکران را از فیلم گرفت . اما از چیزی که مطمئنم سنتوری بخاطر صدای چاوشی و از این دست مسائل بایکوت نشد . سنتوری حرف های بزرگتری برای گفتن داشت .

در هر صورت به نظر من بعد از گاو ، هامون ، لیلا ، آژانس شیشه ای و میم مثل مادر، سنتوری را نیز باید به فیلم های برگزیده خود اضافه کنم .

این اولین نقد نوشتاری و کامل من درباره یک فیلم بود ، امیدوارم مورد قبول واقع شده باشد و کاستی هایش را به من گوشزد کنید .  

Advertisements

11 پاسخ to "سنتوری آنچنان که شایسته است ."

والا این فیلم را ندیدم اما هیچ دید خوبی نسبت به سینمای ایران ندارم.
اصلا وقتی آثار برجسته‌ی جهانی همشون تو کشوی میزم هستند و من ندیدمشون، چرا باید برم سراغ سنتوری؟ تازه صاحبشم راضی نیست!!! :‌)

مدیر : محمد جان بنده هم توی کشوی میزم فیلم های معروف جهان را دارم و البته مثل تو من هم خیلی از آن ها را ندیده ام ولی این دلیل خوبی برای ندیدن فیلم های ایرانی نیست . شما هر کاری کنید ایرانی هستی و آشنایی عمیقی با فرهنگ و زبان خود دارید و این هاست که فیلم دیدن را لذت بخش می کند و باعث می شود همه ی ملل جهان سینما داشته باشند ، موسیقی داشته باشند و هزار چیز دیگر داشته باشند که اگر این طور نبود هالیوود دست کم نصف دنیا را تغذیه ی کامل می کرد . قصد مقایسه ی این فیلم ها را ندارم ولی فکر می کنم با دیدن سنتوری نظرت در مورد سینمای ایران تعدیل شود . راستی چه عجب سری به ما زدی ؟
صاحبشم راضی هست فقط گفته نگاه کردید پولشو بریزید به حسابم شماره حسابم اعلام کرده دیگه از این بهتر ؟ کدوم کارگردانیه که راضی به دیده شدن فیلمش نباشه ؟

بسیار خوب و خوندم. و البته فیلم رو دیدم.
ولی چه خوب بود اشاره‌ای هم به شماره حسابی میکردی که داریوش مهرجویی برای حمایت از فیلم و سینمای ایران داده بود تا هزینه سینما رو به حسابش واریز کنید. این شماره حساب در مجله 40 چراغ این هفته هم نوشته شده.

مدیر : سلام شبستان عزیز یاد آوری خوبی بود البته فراموش نکرده بودم اما برای ننوشتنش نیز دلایلی داشتم که بیشتر از توضیحات کوتاه بخش نظرات است . راستی شما پولو ریختی حساب ؟

سلام آق مدیر! زنده ام ولی رمق ندارم.شاید مسیری رو که انتخاب کردم خیلی پر فراز و نشیبه. دارم کم میارم. بی خیال.
زیاد اهل فیلم نیستم. اصلا هم از زمان اکران فیلمها و اینجور بحثها خبر ندارم.
سنتوری رو از اون موقع که پشت صحنه اش رو دست دوستان دیده بودم میشناختم. ولی اون موقع ها فکر میکردم فیلمش هم پخش شده. اما… چند وقت پیش هم خونه ی یکی از رفقا فیلمشو تیکه تیکه دیدم. فکر کنم جمعا 20 دقیقه شد. حالا پول این 20 دقیقه رو چجوری باید بپردازم؟
خداییش معلومه که زیاد فیلم میبینی ! تازه از این نکته سنجی هات میشه فهمید که نه تنها به خود فیلم بلکه به تمام حواشی و عوامل تهیه فیلم هم توجه میکنی.
خیلی خوشم اومد. نقد با کلاسی بود.

مدیر : ایشالا که موفق باشی و هیچ وقت تو زندگیت کم نیاری . بابت تعریفی هم که از نوشته ام کردی ممنون . اون قدر ها هم قابل نیست
واسه پولشم اولا زیاد سخت نگیر خدا می بخشه . ولی اگه خواستی تو مجله ی چلچراغ شماره قبل یه شماره حساب اعلام شده .

درست می‌فرمایی شما.
اصولا همین آشنایی با فرهنگ ایرانی هست که باعث ایجاد تنفر از فیلم ایرانی می‌شه!
بعدش اینکه مخلصم! همیشه مطالبت را از طریق فید دنبال می‌کنم. این فیلم را هم بچه‌ها دارند و احتمال زیاد ببینمش. ولی معلوم نیست که بابتش پول هم بدم. مگر اینکه کسی بخواد بره بانک و من هم یه چیزی بهش بدم واریز کنه!

مدیر : با همون جمله ی اولی که گفتی دیگه جای هیچ بحثی نذاشتی . البته هرکس نظر خاص خودشو داره که قابل احترام هم هست و ممنون که مطالبو دنبال می کنی و اینکه من هیچ کجای مطلب در مورد پرداخت پولش چیزی نگفتم شخصا اعتقادی به این شیوه ی ادای دین هم ندارم .

salam
farsi nadaram injoori minevisam
do rooze nadidamet motad shodi

akhe cshera neveshti vashe poole sh bayad mine veshti vase poolesh dar javabe jenebe javad

مدیر : وحید من این لفظ فارسی ندارم تو رو نمی فههمم آدم یه بار که ویندوز نصب می کنه فارسیشم نصب می کنه نمی شه که یه بار داشته باشی یه بار نه . می شه ؟ در مورد این سوالتم اگه درست متوجه شده باشم بهم توهین کردی ها ؟ داداش من که گفتم شراب تلخ می خوام شما گوش نکردی . کردی ؟ .

من درباره این فیلم دو مطلب دارم. یكی در باره پخش فیلم و در دیگری در مورد محتوی فیلم .. اقای مهرجویی به پایان كا رخود رسیده است .. این یك فیلم فارسی امروزی بود نه چیزی بیشتر … فكر نمی كردم فیلمی به این بدی را بتواند كارگردان كارهای خاطره انگیر دوران نوجوانی ام بسازد

مدیر : هر چند فیلم خالی از اشکال نیست ولی مقایسه ی آن با فیلم فارسی کمی بی انصافی است . خوشحال می شدم آدرس مطلبت را می گذاشتی تا دلایلت را بخوانم

ببخشید … اولب باید اقرار کنم فقط نصف مطلبت رو خوندم و چون دیدم ارزش نوشتن داره پایینش یه امضا کوچیک گذاشتم .. شرمنده … حاجی قسمتی رو قبول دارم . ولی باز هم به شدت اذعان می کنم .. یه فیلم فارسی بود به خصوص دیالوگ اول فیلم که هیچ ربطی به کلیت فیلم نداشت فقط به نظر من برای نگاه
داشتن گیشه و مخاطب روی صندلی بود

مدیر : خب فکر کنم اگه بخوایم بحث رو ادامه بدیم زیادی طولانی بشه و بهتره قبول کنیم نظرات مختلفی در مورد هر چیزی وجود داره . از این که با صداقت برخورد کردی ممنونم . در مورد مطلب هم متاسفانه با خلاصه کردن حجمش تازه شد اینقدر که دیدید و از این کوتاه تر نشد

بله من ریختم. به اندازه 5 تا بیلیت سینما.

مدیر : خدایی خیلی مردی و درستی و فرهنگ می خواد این کار . شنیدم تا الان ده میلیون تومان به حسابش ریختن . بهت تبریک می گم

سلام دوستان
این اولین بار نیست کسی به خاطر ساختن فیلم خوب سرزنش میشه.با اینکه همه میدونن تو این جامعه فقط باید فیلمای مسخره و تجاری ساخت نمیدونم چرا استاد این فیلمو ساخت.
شایدم امید وار بود که شاید بعضیا هواسشون به سفر هاشون باشه و مشکلی پیش نیاد ولی خوب اینم شانسه بد بود.سنتوری های زیادی داریم اما کسی نمیبینتشون واقعا» برای جامعه سینمامون متاسفم.
من هم خودم پولو ریختم هم هر کسی که فیلمو ازم گرفت ازش قول گرفتم که پولو بریزه.خیلیاشونم به این شرط فیلمو ازم گرفتن که حتما» شماره خسابو بهشون بدم.
من شماره حسابو گم کردم اگر ممکن دوباره رو سایت بذاریدش.
ممنون تز همتون.

مدیر : آقا محمد رضا ممنون ، بله متاسفانه بعضی وقتها بعضی فیلم های خوب به دلایلی و بیشتر هدف دار مورد سرزنش قرار می گیره . بخاطر احساس مسئولیت تون هم در مقابل کپی رایت ممنون

سلام دوستان
این اولین بار نیست کسی به خاطر ساختن فیلم خوب سرزنش میشه.با اینکه همه میدونن تو این جامعه فقط باید فیلمای مسخره و تجاری ساخت نمیدونم چرا استاد این فیلمو ساخت.
شایدم امید وار بود که شاید بعضیا هواسشون به سفر هاشون باشه و مشکلی پیش نیاد ولی خوب اینم شانسه بد بود.سنتوری های زیادی داریم اما کسی نمیبینتشون واقعا» برای جامعه سینمامون متاسفم.
من هم خودم پولو ریختم هم هر کسی که فیلمو ازم گرفت ازش قول گرفتم که پولو بریزه.خیلیاشونم به این شرط فیلمو ازم گرفتن که حتما» شماره خسابو بهشون بدم.
من شماره حسابو گم کردم اگر ممکن دوباره رو سایت بذاریدش.
ممنون از همتون.

مدیر : آقا محمد رضا ممنون ، بله متاسفانه بعضی وقتها بعضی فیلم های خوب به دلایلی و بیشتر هدف دار مورد سرزنش قرار می گیره . بخاطر احساس مسئولیت تون هم در مقابل کپی رایت ممنون و سعی می کنم شماره حساب رو بزارم

سلام!

مدیر : سلامت را پذیرایم . بلاگت را نخواهم برد از یاد . ( با توجه به نوشته های داخل وبلاگش ) اینم یه مدله دیگه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

مدير

داني از زندگي چه مي خواهم ؟ من تو باشم...تو...پاي تا سر تو . زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو ... بار ديگر تو

آبونه شوید

صفحه‌ها

بيشترين كليك شده ها

  • هیچکدام

بينندگان

  • 22,220 نفر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: